نامه سرگشاده افروغ به موسویان: قربانی شدید اما گذشت کنید
متن نامه عماد افروغ به حسین موسویان به شرح ذیل است:
جناب آقای دکتر سیدحسن موسویان و جهت استحضار ملت شریف ایران
همانگونه که اطلاع دارید بنده در مواضع گذشته خود نسبت به اتهامات وارده بر شما یا به دیده تردید نگریسته و یا با موضعی نزدیک به یقین اتهامات فوق را با استناد به اظهارات مقامات قضایی ذیربط رد کردهام.
هم اکنون با رجوع به افراد مطلع و اسناد مرتبط به این یقین رسیدهام که با اتهام … شما به گونهای قربانی برخی سوء تفاهمها، ارتباطات و یا سیاستهای جناحی و ابزارگرایانه معمول و البته ناسازگار با ارزشهای اخلاقی و معنوی انقلاب اسلامی و جامعه شدهاید. به طور قطع این گونه سیاستها و رفتارها هیچ گونه سنخیت و تناسبی با مبانی انقلاب و نظام اخلاقی جمهوری اسلامی ندارد.
اما اگر مشاهده میکنیم که این رفتارها قدرت مانوری مییابند این اتفاق متاسفانه به دلیل فاصلهگیری و انحرافی است که به وضوح با لطایفالحیل و دلایل به ظاهر موجه و ناموجه از این ارزشها و مبانی صورت گرفته و دو عامل اصلی تفاسیر غلط از جمهوری اسلامی و به طور خاص در مورد شیوه بقا و پایداری آن از یک سو و اعتماد عاطفی مفرط و به دور از بصیرت برخی از وفاداران و علاقمندان به اصحاب سیاست و قدرت و عمدتا به دلیل عشق به این آرمانها و ارزشها، از سوی دیگر، شتاب بخش یک چنین انحرافی شده است و چه کسی به ما این اجازه را داده است که به راحتی ارزشها، حقیقتها و اخلاق و معنویت را فدای قدرتطلبیها و بازیهای سیاسی متداول کنیم و احتمالا نام این عمل غیرانسانی را انقلابیگری و وفاداری به نظام بگذاریم؟
بهتر از من میدانید که این نحوه ابزارگراییها و برخوردهای ماکیاولیستی مختص و منحصر به این گروه و آن گروه نبوده و به گونهای تمام یا اکثر گروههای شناخته شده سیاسی، کم یا زیاد و به انحای مختلف نسبت به این قضیه تر-دامناند و به ندرت افراد یا گروههایی را مییابیم که حقیقتاً با عشق و بصیرت نسبت به این آرمانهای متعالی و مقدس گرفتار و اسیر در دام ابزارگرایی و خلط هدف و وسیله نشود و فراموش نکنند که اولا حکومت در بهترین حالت آن یک ا بزار است و نه هدف و ثانیا برای حفظ این ابزار نمیتوان دست به هر کاری زد امام راحل (ره) چه زیبا میفرمایند “تمام تشکیلاتی که در اسلام از صدر اسلام تاحالا بوده است و تمام چیزهایی که انبیا از صدر خلقت تا حالا داشتند و اولیای اسلام تا آخر دارند، معنویات اسلام است عرفان اسلام است، معرفت اسلام است، در رأس همه امور این معنویات واقع است. تشکیل حکومت برای همین است، البته اقامه عدل است لکن غایت نهایی معرفی خدا است و عرفان اسلام.”
اطلاع دارید که عدهای و شاید از سرناچاری و عدم شناخت ظرایف و دقایق مرتبط با حفظ جمهوری اسلامی و به دلیل نارساییهای و رفتارهای موجود در واکنش، چاره کار را در گرایش به عرفیگرایی و دینزدایی از ساحت سیاست و حکومت میدانند تا به اصطلاح فرصت را از ابزارگرایانه دینی، ستانده و به راحتی و بدون مانع و رادعی به نام اخلاق و دین به نقد اصحاب قدرت بپردازند. غافل از اینکه اولاً عرفیگرایی و طرح جدایی دین از سیاست، علاوه بر ناسازگاریهای مفهومی واجتماعی و امکانناپذیر بودنش با شرایط فرهنگی، تاریخی و دینی-اسلامی ما نیز ناهمخوانی دارد.
ثانیاً: اسلام و آموزههای معطوف به حضور ناقدانه و ناظرانه مردم، نیامده است تامانع و رادعی برای نقدها و فریادها باشد بلکه به عکس آمده تا با طرح اصولی همچون “حق متقابل”،”امر به معروف و نهی از منکر” ،”النصیحه لاتمهالمسلمین” و قاعده “مشورت “زمینه را برای نقدها و حضورهای فعال و پرسشگرانه فراهم کند.
ثالثاً: مفهوم جمهوری اسلامی به عنوان پاسخی نوین به سوال مشروعیت، نقد مضاعف و دولایهای را میطلبد. نقد شرعیت و حقانیت افراد حاکم و محتوای حکومت از یکسو و نقد مقبولیت و رضایت عامه از سوی دیگر بنابراین اگر در باره فاصلهگیریها وانحرافها زیاد اعتراضی شنیده نمیشود، ربطی به اسلام و مفهوم جمهوری اسلامی ندارد این به گستره فهم و شعور سیاسی و رخوتها و سکوتهای ما باز میگردد.
بگذریم برادری که به دلیل پوشش دادن و بازتابدادن خاص به اخبار مربوط به اتهامات منتسب بر شما، با شکایت شما محکوم به شش ماه حبس و ده میلیون ریال جریمه نقدی بدل از بیست ضربه شلاق شده است، فردی است از جنبش عدالتخواه دانشجویی، جنبشی که از بدو شکلگیریاش تمام سعی و تلاشش بر این بوده تا با اصالت بخشیدن به ملاکهای به دست آمده از انقلاب اسلامی و با پرهیز از مجادلات، مصلحتاندیشیها و بازیهای سیاسی متداول و به دور از هر گونه شائبه ارتباط و اتصال به اصحاب قدرت، به نقد سیاستها و رفتارهای ناسازگار با این ملاکها بپردازد.
دوستانی که تاکنون و به دور از هر گونه سهمخواهی، توانستهاند به سهم خود احیاگر بسیاری از آرمانهای عدالتطلبانه انقلاب باشند و به همین دلیل نیز با بیمهریهای فراوان از سوی نابردباران و ظاهراندیشان روبهرو بودهاند.
به طور قطع یکی از این ملاکها نگاه اخلاقی به مفاهیم و پاسداشت اخلاق و صداقت در برخوردها و مواجهات است. در بین پوششهای خبری «پایگاه اطلاعرسانی عدالتخانه» نیز مواردی به چشم میخورد که حکایت از اظهار امیدواری در مورد کذب بودن اتهام وارده و حتی عذرخواهی مشروط میکند. روا نیست مدیر مسئول پایگاه فوق به دلیل ملاحظات موجود و بی توجهی به ریشهها و عوامل اصلی، قربانی ورود در مصادیق و اعتماد به اخبار منتشره از سوی مقامات شود.
خواهش بنده از شما به دور از ملاحظات سیاسی و جناحی این است که با توجه به منافع و مصالح ملی و ضرورت تلطیف فضای سیاسی و روانی جامعه و به منظور تکریم اخلاق و معنویت و با توجه به زمینهها و ابهامات موجود، اقدامی از سرگذشت و انصاف کرده و از شکایت خود در مورد آقای تفرشی صرفنظر کنید. یقین بدانید که این به صواب و حقیقت نزدیکتر است. اگر بر این باورید که برخورد با شما سیاسی بوده، به شما اطمینان میدهم، حسب شناخت خود، دغدغه اصلی این دوستان در وهله اول پاسداشت انقلاب و برخورد با این سیاسیکاریهاست.
سخن آخر اینکه، ممکن است در فضای آشفته و آلوده سیاسی موجود و تنگنظریها و سطحیاندیشیهای غالب، دو برداشت از این نامه صورت گیرد. یکی آنکه بنده تغییر موضع دادهام و دیگر آنکه، این دوستان از مواضع خود عدول کردهاند. باید به استحضار مردم شریف و خودآگاه و جنابعالی برسانم نه بنده و نه این دوستان هیچ کدام تغییر موضع ندادهایم.
اتفاقاً این نامه از سر موضع و التزام به اصول و پاسداشت اخلاق، و از سر تشخیص و وظیفه مسلمانی، و روشنفکری و مقابله با ابزارگویی و تقدیس قدرت و باور به التزام این برادران و دوستان به اهداف و تعهدات انقلابی، اسلامی و اخلاقی خویش است.
باور بنده همواره نسبت به این جنبش نوظهور این بوده است که آنان نه ابزار هژمونی و استیلای دیگران خواهند شد و نه اخلاق و صداقت را زیرپا خواهند گذاشت.
پر واضح است که مسئله بنده علاوه بر دفاع از حیثیت فردی شما و امثال شما از گروهها، اقشار و جناحهای مختلف، مقابله با جریان یا جریانهایی است که به صورتی خزنده و با القاب و عناوین مختلف و بعضاً با لعاب ارزشهای انقلابی و اسلامی و برخورد ابزاری با ارزشها و انسانها و پایمال کردن اخلاقیات، به قیمت تعمیق تودهها و تئوریزه کردن جهالت و عدم آگاهی آنها، و با وارونه جلوه دادن واقعیات، میکوشد تا با استفاده از رابطه ساختاری قدرت-ثروت و حاکمیت بخشیدن به ترس و ارعاب و تقدس بخشیدن به رخوتها و سکوتها، به تدریج بر منابع و مواهب طبیعی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی ایران اسلامی سلطه یابد.
جریانی که میکوشد تا با تفسیر سطحی و قشری از اسلام، این مکتب رهاییبخش و انسانساز را آن هم در دوران انقلاب اسلامی، از درون تهی کرده و از آن تنها ابزار و پوششی برای توجیه زشتیها و کاستیها، منفعتها و مصلحتهای دروغین درست کند.
امروز وظیفه همه عالمان و روشنفکران متعهد و حقیقتجوست که بار دیگر با تمام قامت به میدان آمده و با آگاهی بخشی به مردم مسلمان و شریف، اجازه ندهند به نام اسلام و ارزشهای متعالی آن و با استفاده از فرصتها و جایگاههای به دست آمده از برکت انقلاب اسلامی، حقوق مردم تضییع، و مصالح و منافع ملی پیش پای منافع و مصالح جناحی و گروهی ذبح شود.
۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۴:۳۶ ب.ظ
















