روایت امین زاده از تعقیب و گریز کلینتون و خاتمی در راهروهای سازمان ملل
امین زاده گفت: به عنوان یک نمونه علاقمندم موقعیت و رفتار دو رئیس جمهورایران را در رابطه با گفتگو با آمریکا مطرح می کنم. یکی از جدی ترین انتقادهایی که دوستان آقای خاتمی به ایشان در زمینه سیاست خارجی وارد می کردند، پرهیز آقای خاتمی از مواجهه با کلینتون و عکس نگرفتن با رهبران جهان در سال ۲۰۰۰ میلادی در اجلاس هزاره در نیویورک بود. شاید انتقاد بجایی هم بود اما واقعیت این بود که ایشان نگران از فشارهای داخلی و مشکلاتی که ممکن است با آن در داخل مواجه شود از مواجهه با کلینتون و حتی یک تماس کوتاه و تشریفاتی نیز گریزان بود. بعد از سخنرانی آقای خاتمی درسازمان ملل که با حضور کلینتون انجام شد، وقتی ایشان شنید که ممکن است کلینتون به طرف محل استراحت او درسازمان ملل برود محل را ترک کرد. کلینتون راهروهای مسیر حرکت آقای خاتمی را طی کرده بود تا شاید به صورت اتفاقی با ایشان مواجه شده و گفتگویی بکند. وی وقتی آقای خاتمی را پیدا نکرده بود حتی به اطاقی استراحت ایشان در سازمان ملل هم سرزده بود که بجای ایشان با محافظ ایشان مواجه شده بود و با وی دست داده بود.
به گزارش تریبون ، دکتر محسن امین زاده معاون وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات که در نشست ماهانه حزب جوانان ایران اسلامی با موضوع نقد سیاست خارجی دولت نهم سخن می گفت با مقایسه سیاست خارجی دولت اصلاحات و دولت نهم اظهار داشت:سال ۸۴ که دولت نهم سیاست خارجی را تحویل گرفت، بهترین دوران پس از انقلاب بود در حالی که دولت اصلاحات سال ۷۶ در اوج بحران دولت را تحویل گرفت و با حفظ اصول وارزش های نظام، هنگامی که دولت را تحویل داد موقعیت ایران در سطح بین المللی، به بهترین وضعیت پس از انقلاب اسلامی ارتقا یافته بود.
وی افزود:سال ۸۳ و ۸۴ مطلوبترین سال برای سیاست خارجی ما بود و سال ۸۵ بدترین سال و بحرانی ترین سال سیاست خارجی ایران، پس از انقلاب بود. به دلیل عملکرد غلط سیاست خارجی در این سال کشور به موقعیت بسیار بدی در عرصه بین المللی رسید و این وضعیت در سال ۸۶ و ۸۷ ادامه یافت.
امین زاده با اشاره به پرونده هسته ای ایران گفت: سال ۸۳، ما سانترفیوژ می ساختیم اما فعالیت هسته ای ایران به سمت بحران نرفت اما در سال ۸۵ پرونده ما از آژانس به شورای امنیت رفت. بزرگترین شکست سیاست خارجی ایران اتفاق افتاد و ما را با مشکلات عظیمی مواجه کرد.
وی ادامه داد:هیچ تحریمی در دوره خاتمی علیه ایران شکل نگرفت و پرونده ایران به شورای امنیت نرفت و سیاست خارجی دولت خاتمی به گونه ای بود که توانست در حین رسیدگی به پرونده هسته ای رابطه اش را با دنیا حفظ کند.
معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات تصریح کرد:برای اولین بار بزرگترین اجماع جهانی در تاریخ سازمان ملل که علیه یک کشور بود بر علیه ایران صورت گرفت و برای اولین بار در تاریخ ، ایران به عنوان متهم به شورای امنیت رفته است.شورای امنیت سازمان ملل یک مرجع بین المللی است و رای آن در دنیا به عنوان قاضی ارشد سازمان ملل قاطع است.
وی اضافه کرد:چون سیاست خارجی ما در دولت نهم نا بخردانه بوده است باعث شد که این وضعیت بحرانی برای ما به وجود آید.
امین زاده با مقایسه سهم دولت ها در پرونده هسته ای گفت:اگر بخواهیم در پیشبرد صنعت هسته ای کشور به دولت ها سهم بدهیم به نظرمن ۶۵ تا ۷۰ درصد متعلق به دولت خاتمی است و ۲۰ تا ۲۵درصد متعلق به دولت های قبل از خاتمی و ۱۰ درصد هم متعلق به دولت احمدی نژاد است . این ۱۰ درصد را هم به این علت به دولت نهم اختصاص دارد که این دولت توانسته در این ۳ سال خط تولید سانترفیوژهایی را که از دولت قبل تحویل گرفته روشن نگه دارد.
وی افزود:وقتی خاتمی دولت را تحویل داد هیچ تحریمی علیه ایران وجود نداشت و تحریمها حاصل سیاست خارجی دولت نهم است واگر بخواهیم سهم دولت های مختلف را در بروز این بحران هم تعریف کنیم، در مقابل عملکرد ۱۰درصدی سهم، ۷۰ درصد این بحران هسته ای متعلق به دولت احمدی نژاد است و این دولت به صورتی عمل کرد که کشورهای موثر دنیا به اتفاق آرا تصمیم گرفتند که پرونده ایران به شورای امنیت برود.
این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد:در زمان دولت خاتمی اروپایی ها خیلی به ما اصرار کردند که نگذارید پرونده تان به شورای امنیت برود چون ما در شورای امنیت نمی توانیم در مقابل آمریکا به ایستیم .
وی متذکر شد:در طول تاریخ سازمان ملل ، تنها دو قطعنامه مصوب مجمع عمومی سازمان ملل با اتفاق آرا، به نام دو رئیس جمهور ایران ثبت شده است. قطعنامه اول درخصوص پیشنهاد خاتمی مبنی برتعیین سال ۲۰۰۱ میلادی به عنوان سال تمدن ها بود. به دلیل اعتبار و اهمیت و جهان شمولی پیشنهاد، همه کشور های جهان، حتی مخالفان ایران، از پیشنهاد خاتمی حمایت کردند و بازتاب زیادی داشت و قطعنامه دوم علیه اظهارات رئیس جمهور ایران و درمورد هولوکاست و به منظوربه رسمیت شناخته شدن همیشگی هولوکاست پس از سخنان احمدی نژاد بود.همه کشورهای جهان از جمله دوستان ایران برعلیه نظر رئیس جمهور ایران رای دادند و بزرگترین پیروزی برای صهیونیست ها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد محقق شد.
امین زاده یاد آور شد:سیاست خارجی خاتمی توسعه گرا بود و به همین خاطر آمریکا در مساله تحریم ها تنها بود و ما توانستیم با حفظ اصول نظام هم به دانش هسته ای دست یابیم و هم راه های توسعه را باز کنیم.
وی ادامه داد:اثر تحریم ها در دوره خاتمی کاهش یافت اما سیاست خارجی دولت فعلی ماجراجوست. بجای حل بحران، و یا به خیال خود برای حل یک بحران، بحران دیگر ایجاد می کند. آگاهانه به سمت بحران سازی رفت و بحران های جدیدی درست کرد تا مساله هسته ای را تحت الشعاع قرار دهد. نتایج این سیاست ماجراجویانه برای کشور فاجعه بار بوده است.
معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات با اشاره به سفرهای خارجی احمدی نژاد گفت:در سه سال گذشته رییس جمهور بدترین سفرهای تمامی روسای جمهور پس از انقلاب را انجام داده است. سفرهایی که باعث تحقیر و بی عزتی کشور بوده است. برخی از این سفرها بدون دعوت انجام شده است، مثل سفرهای سرراه سریلانکا به هند و پاکستان، یا به زور سفر ها به میزبان تحمیل شده است،مثل سفر اول و چهارم ( سفر زیارتی) رئیس جمهور به عربستان سعودی، یا سفر به قطر برای شرکت تاسف بارش در اجلاس سران کشورهای خلیج فارس، یا سفرهای مکرر بدون پاسخ کشور میزبان انجام شده است، یا سفرهای با تشریفات تفریحی بوده است مثل سفر برای افتتاح بازی های المپیک به قطر و چین یا سفر به ترکیه .
وی با اشاره به سفر سال گذشته احمدی نژاد به نیویورک اظهار داشت:تا کنون هرگز سابقه نداشته که فردی که مهمان سازمان ملل است تا این حد مورد توهین و تحقیر رسانه ها و نهادهای رسمی آمریکایی قرارگیرد. کاری که با رئیس جمهوز ایران پیش از شروع سفر کردند، و همزمان با حضور او در آمریکا ادامه دادند واز جمله در دانشگاه کلمبیا به احمدی نژاد توهین بسیار کردند .
وی ادامه داد:قبل از سفر سال گذشته رییس جمهور به نیویورک اکثر مدیران وزارت خارجه معتقد بودند که سفر او به نیویورک درست نیست و برخی به رییس جمهور گفتند که نرود و نپذیرفت. در نیویورک برخی از مدیران وزارت خارجه به او توصیه کردند که به دانشگاه کلمبیا نروید اما او گوش نکرد رفت و آن اتفاقات تحقیر کننده و بی عزتی ها و بی حرمتی ها اتفاق افتاد و وقتی هم که از نیویرک برگشت همه مدیرانی را که به او توصیه کردند به دانشگاه کلمبیا نرود از کار برکنار کرد.
این پژوهشگر با بیان اینکه هیچ تصویر روشنی در سیاست خارجی دولت نهم برای حل بحران های ایران در سطح بین المللی و بخصوص بحران هسته ای نیست گفت:سیاست خارجی احمدی نژاد یک سیاست ماجراجو و بحران ساز است برای حل بحرن بحران جدید ایجاد کرده است و این سیاست به طرز فاجعه باری شکست خورده است. دولت وقتی بحث هولوکاست را مطرح کرد می خواست بحران هسته ای را تحت الشعاع قرار بدهد اما اوضاع خیلی بدتر شد .
وی اضافه کرد:این دولت همیشه دوست دارد تیتر رسانه های دنیا باشد. همه رسانه های مخالف ایران هم استقبال می کنند. رسانه آمریکایی آنقدر سخنان احمدی نژاد را با دقت و گستردگی منتشر می کنند که سخنان هیچ مقام ایران پس از انقلاب را منتشر نکرده اند. آنان با استفاده از این سخنان متاسفانه تصویر نازیبا، بحران ساز، ماجراجو و صلح ستیزی را از ایران به نمایش گذاشته اند.
امین زاده با اشاره به اختلاف دیرینه ایران و آمریکا گفت:اختلاف ایران و آمریکا باید به سمتی برود که تمام شود. البته برخی معتقدند بدون دشمن نمی شود در کشوررا اداره کرد و برخی هم می گویند که حداکثر باید در خارج از ایران با آمریکا رابطه و تماس های محدود داشته باشیم .
وی ادامه داد:در زمان دولت خاتمی آمریکا درخواست کرد که در ایران دفتر کنسولگری بزند و ایران پاسخ نداد. اما این بار بدون درخواست رسمی دولت آمریکا، دولت ایران به دنبال گشایش دفتری با پرچم آمریکا به هرنام و در هر سطحی می دود. گاه مسوولان این دولت مذاکره و ارتباط با آمریکا را گدایی می کنند. او گفت به عنوان یک نمونه علاقمندم موقعیت و رفتار دو رئیس جمهورایران را در رابطه با گفتگو با آمریکا مطرح می کنم. یکی از جدی ترین انتقادهایی که دوستان آقای خاتمی به ایشان در زمینه سیاست خارجی وارد می کردند، پرهیز آقای خاتمی از مواجهه با کلینتون و عکس نگرفتن با رهبران جهان در سال ۲۰۰۰ میلادی در اجلاس هزاره در نیویورک بود. شاید انتقاد بجایی هم بود اما واقعیت این بود که ایشان نگران از فشارهای داخلی و مشکلاتی که ممکن است با آن در داخل مواجه شود از مواجهه با کلینتون و حتی یک تماس کوتاه و تشریفاتی نیز گریزان بود. بعد از سخنرانی آقای خاتمی درسازمان ملل که با حضور کلینتون انجام شد، وقتی ایشان شنید که ممکن است کلینتون به طرف محل استراحت او درسازمان ملل برود محل را ترک کرد. کلینتون راهروهای مسیر حرکت آقای خاتمی را طی کرده بود تا شاید به صورت اتفاقی با ایشان مواجه شده و گفتگویی بکند. وی وقتی آقای خاتمی را پیدا نکرده بود حتی به اطاقی استراحت ایشان در سازمان ملل هم سرزده بود که بجای ایشان با محافظ ایشان مواجه شده بود و با وی دست داده بود. فارغ از اینکه کار آقای خاتمی درست بوده یا نه ، اما حتما هرکس این ماجرا را می شنید در مورد عزت نفس و موقعیت با عزت رئیس جمهور ایران در برابر رئیس جمهور آمریکا تردید نمی کرد فقط خیلی ها گریزان شدن آقای خاتمی بخاطر مخالفت های داخلی و تندروها را اشتباه می دانستند. این موضوع را مقایسه کنید با رفتار آقای احمدی نژاد. من واقعا وقتی مصاحبه آقای احمدی نژاد را با لری کینگ دیدم از این منظر تکان خوردم. رئیس جمهور ایران در یک مصاحبه یک ساعته نه یک بار بلکه چهار یا پنج بار، گفتگوی با آمریکائیان را تمنا و درخواست نمود. در پاسخ هرسوال با ربط و بی ربطی به سراغ تمایل خودش برای گفتگو با آمریکائیان رفت و تمنای مذاکره باآمریکا را بیان کرد. هرچند من با مذاکره دولت کنونی با آمریکائیان موافق بوده و هستم و معتقدم شکستن این تابو توسط این دولت به هرمیزان که وسیعتر باشد بهتر است. اگراز سفر آقای مشایی به نیویوک هم چیزی در این رابطه دربیاید خوبست، اما تکرار این همه تمنا و خواهش و حتی التماس بی پاسخ از سوی رئیس جمهور ایران، شکستن عزت و کرامت ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است. من واقعا نمی توانم بپذیرم که رئیس جمهور ایران، به خاطر ترمیم سیاست خارجی خسارت بارش، به چنین حقارت هایی که البته بی حاصل هم هست، تن بدهد .
وی در خصوص رابطه با رژیم صهیونیستی نیز افزود:ظلم اسرائیل به فلسطین آشکار است ما نیز باید از فلسطینیها حمایت کنیم اما اشکال ما این است که گاه دولت ایران می خواهد شاگرد اول این بحران باشد وازتندترین فلسطینی ها هم تند شود. مواضع خاتمی در حمایت از فلسطین خیلی محکم تر از احمدی نژاد بود و حتی وقتی تونی بلر بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر با خاتمی تماس گرفت تا بر سر مساله مبارزه با تروریست ایران به جامعه بین المللی کمک کند، خاتمی هم برای بلر شرط گذاشت و گفت ما به شرطی می توانیم کمک کنیم که لبنانی ها و فلسطینی ها را کنار گروه های تروریستی مثل القاعده نگذارید چرا که اینها برای دفاع از حقوق انسانی و سرزمین خود و زندگی شان می جنگند و این موضوع با جنایات طالبان و القاعده بسیار متفاوت است. ایران قدرتمند و البته بدون ماجراجویی باید از فلسطین حمایت کند و این مساله به منافع و امنیت ملی ما نیز مربوط می شود.
معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات در ادامه نشست حزب جوانان ایران اسلامی، تصریح کرد:در چارچوب سیاست خارجی می توان روی اصول پا فشاری کرد ولی ماجراجویی با اصولی بودن در سیاست خارجی متفاوت است و ماجراجویی به سیاست خارجی ما ضربه می زند.
وی ادامه داد:با اعتمادسازی می توان به توان هسته ای دست یافت اما باید طوری تدبیر می کنیم که با عمل خود نشان دهیم که انرژی هسته ای ما صلح آمیز است و هیچ انگیزه نظامی از آن نداریم. باید این مسئله را برای جهان باورکردنی کنیم.
امین زاده تاکید کرد:با رویکردی که دولت نهم در پرونده هسته ای داشت، به ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل کمک کرد و با این کار، مدیریت این پرونده را دو دستی به آمریکا تحویل داد و این سیاست ما خیلی به تندروهای آمریکایی کمک می کند .
وی افزود:سیاست ماجراجویانه دولت نهم سیاستی است که در سطح جهان بی اعتمادی بوجود می آورد و این امر باعث اتحاد و اجماع دیگر کشورها بر علیه ما شده و می شود.
این استاد دانشگاه اظهار داشت:سیاست خارجی ایران باید مدبرانه باشد. دولت قوی می تواند با تدبیر مشکلات را حل کند اما امروز وزارت خارجه ضعیف ترین دوران پس از انقلاب را طی می کند. سیاست خارجی جنجالی غیر قابل اعتماد است. اینکه همیشه تیتر اخبار دنیا شویم فرصت نیست بلکه غالب اوقات نشان دهنده بحران و خطرو تهدید شوندگی است.
معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات در خصوص اینکه اگر خاتمی به عنوان رییس جمهور آینده انتخاب شود چه اتفاقی خواهد افتاد گفت:اگر خاتمی بیاید و رئیس جمهور شود، فقط نفس آمدنش باعث یک تغییر عمده در موقعیت بحرانی ایران در جهان می شود و حتما با حضور خاتمی وضع ما از وضعیت فعلی بهتر خواهد شد. بودن آقای خاتمی در راس قوه مجریه ایران، باردیگر زمینه اعتماد سازی با جامعه بین المللی را فراهم خواهد کرد و تمایل ایران برای پرهیز از بحران سازی را باور کردنی خواهد نمود. آمدن خاتمی می تواند به حل مشکلات بین المللی ایران سرعت بدهد و یک تغییر اساسی در سیاست خارجی ما رخ خواهد داد.
۱۸ آبان ۱۳۸۷ - ۶:۰۸ ب.ظ
















