هدایت‌الله آقایی

سیزدهم آبان و پاسخ به یک نسل

شاید برای نسل امروز در ارتباط با تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان و پیرو خط امام در سال ۵۸ این سوال مطرح باشد که چرا تعطیلی سفارت به شکل و شیوه انقلابی صورت گرفت،‌ در حالی‌که با استقرار حاکمیت جمهوری‌اسلامی دولت می‌توانست طی تشریفات دیپلماتیک عذر سفیر و کارکنان آمریکا را بخواهد و آنان را از کشور اخراج نماید؟ البته این سوال در ذهن جوانان وقتی تشدید می‌شود که می‌بینند دولتمردان و بازماندگان اشغال سفارت آمریکا در سال‌های اخیر برای ایجاد ارتباط با آمریکا به‌صورت پیدا و پنهان از یکدیگر گوی سبقت می‌ربایند. زیرا با پذیرفتن عدم تغییر در ماهیت نظام و رفتار آمریکا طی سه دهه گذشته و صرفا با حل احتمالی مشکل پرونده هسته‌ای ایران که در دهه اول انقلاب اسلامی مطرح نبود و رفتن به سمت رابطه مجدد، مبنای این حرکت را همچنان مبهم و ناشناخته خواهد گذاشت.
برای تبیین حرکت دانشجویان در سیزده آبان ۱۳۵۸ باید به فضای سیاسی و فکری آن زمان برگشت و تامل نمود. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جریانات مخالف با رژیم شاهنشاهی به‌طور عمده و تعیین‌کننده عبارت بودند از: ۱ – طیف‌های چپ مذهبی که با تأسی و تاثیرپذیری از بزرگان دینی چون امام‌ خمینی، آیت‌الله طالقانی، آیت‌الله منتظری و دکتر شریعتی در گوشه و کنار کشور از حوزه‌های علمیه تا دانشگاه‌ها و بازار فعالیت می‌کردند. ۲‌-جناح چپ مارکسیستی که با اتکا به تئوری‌های مارکسیسم لنینیسم یا مائوئیسم و با نگاه به منافع بلوک‌شرق تنور مبارزه علیه رژیم را گرم می‌کردند. در آن زمان نفوذ آمریکا و حضور همه‌جانبه آن کشور در عرصه‌های اقتصادی، نظامی و امنیتی ایران به‌ویژه با ساقط‌کردن دولت ملی دکتر محمد مصدق طی کودتای ننگین ۲۸ مرداد سال ۳۲، نیز محور مبارزات انقلابیون را بر مسیر بیرون راندن آمریکا از ایران استوار ساخته بود. به‌طور طبیعی هر دو جریان سیاسی رویکرد مخصوص به‌خود را داشتند و به همین دلیل رقابت بسیار فشرده و تنگاتنگی میان آنها به چشم می‌خورد. این رقابت‌ها در محیط‌های دانشگاهی در اوج خود بود به نحوی که اولویت مبارزه به شمار می‌رفت. بعد از پیروزی و با برچیده شدن نظام شاهنشاهی موضوع برخورد با امپریالیسم آمریکا همچنان بر سر زبان‌ها و بی‌پاسخ مانده بود و رفته‌رفته گروه‌های انقلابی مذهبی که ماهیتا طرفدار جمهوری اسلامی به شمار می‌رفتند در موضع انفعال قرار گرفتند، حرکت‌های مشکوک سفارت آمریکا نسبت به تماس با چهره‌هایی که چندان با نظام تازه‌پای جمهوری اسلامی رابطه خوبی نداشتند و برخی تحرکات دیگر، روشنفکران چپ مسلمان که مرکز ثقل آنها در دانشگاه‌ها بود را برای خروج از انفعال به سمت تصرف سفارت آمریکا کشاند. این حرکت در روزهای اولیه آنقدر جذابیت داشت که باعث شد تقریبا تمامی سازمان‌های مارکسیستی و مذهبی شبه‌مارکسیستی به دفاع از آن بپردازند. حمایت امام خمینی(ره) از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام نیز موجب توده‌ای شدن تصرف سفارتخانه که بعدها به لانه جاسوسی شهرت یافت، گردید. نکته ظریف و پنهان در سایه روشن این واقعه سیاسی همین پشتیبانی امام خمینی بود که نه از موضع جمهور اسلامی بلکه از دیدگاه یک شخص مبارز و انقلابی صورت گرفت و اشتباه بزرگ هم دولتی شدن حرکت دانشجویان بود که می‌توانست با همان ماهیت مردمی و انقلابی و در حد یک تلاش نمادین و پیام‌رسان محدود بشود. در شرایط فعلی که مسوولان کشور به دنبال بهبود رابطه با کشور آمریکا هستند و از طرفی هم آمریکا در دوران زمامداری کلینتون حاضر به عذرخواهی نسبت به کودتای ۲۸ مرداد و دخالت‌های خود شد جای دارد تا دستگاه دیپلماسی کشورمان آن حادثه تاریخی را با منفک کردن مواضع انقلابی از مواضع رسمی در آن سال‌ها و نیز یادآوری حساسیت‌های جوانان پرشور در رقابت با نیروهای فکری بلوک شرق زمینه را برای روابط با هزینه‌های کمتر فراهم سازند و به عبارت دیگر همانقدر که آمریکا از شعار «نه شرقی» انقلابیون ایران سود برد چنین هزینه‌هایی هم تحت عنوان «نه غربی» شعار ایرانیان می‌بایست پرداخت می‌کرد که شاید این مقدار کمترین میزان بود.


۱۳ آبان ۱۳۸۷ - ۹:۴۸ ق.ظ



Print This Post Print This Post

دیدگاه خود را بیان نمائید