آقای آرمین راه پرسشگری را نبندید
چند روز پیش نامه نگاریهای محسن آرمین و محمد قوچانی را در هفته نامه شهروند امروز میخواندم، محسن آرمین از موضع سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نامهای به گلایه از مشی شهروند امروز نوشته بود و محمد قوچانی به صفت سردبیری هفتهنامه پاسخی به آن گلایهها داده بود.
معتقدم از کنار همین گلایهها و نقدها و پاسخها و انتقادات متقابل عواید فراوانی نصیب مان میشود و اطمینان دارم نباید از ترس آنکه دیگران و مخالفان و رقبا سوء استفاده کنند باب انتقاد و طرح سوالات جدی را ببندیم و خود به مرضی دچار شویم که اقتدارگرایان را مبتلا به آن میدانیم. یعنی هر سخن یا تحلیلی از جانب دوستان و دلسوزان و منتقدان اصلاحات که به مشکلات و نواقص اصلاحطلبی اشاره میکند را خطی از جانب مخالفان خود بدانیم، یعنی ظرفیت نقد و تحمل شنیدن ایرادهایی که حتی از دید خودمان غیرمنصفانه میآید را هم نداشته باشیم.
میخواهم از نگاه کسی که عرصه فعالیتاش در طول ۱۰ سال گذشته حوزه احزاب بوده و در همین حوزه بیشتر در محدوده جوانان فعالیت کرده و میکند چند نکته را یادآوری کنم.
از نگاه کسی که در فعالیت حزبی و تلاش برای آمدن خاتمی مشترکاتی با محسن آرمین دارد و با محمد قوچانی هم نسل است.
نسلی را میگویم که وقتی انقلاب شد یا متولد نشده بود یا در گهواره بود، دوران قبل از انقلاب را ندیدهایم فقط روایتهایی از آن خواندهایم یا شنیدهایم یا در رسانههای رسمی دیدهایم، آن هم روایاتی که هر سال که میگذرد از غلظت بعضی مواردش کاسته میشود یا حتی بعضیهایش تغییر میکند. شاید هم آدمهای دوروبرمان در حال تغییرند و چون روایات و شنیدنیها را از آنها شنیدهایم،متناسب با تغییرات آدمها حکایتها هم شکل و رنگ دیگری میگیرند.
دوران انقلابیگری را هم ندیدهایم، از آن زمان هم فقط شنیدهایم و خواندهایم و البته انقلابیهای آن روز را هم امروز میبینیم و تغییرات شان در افکار و گفتار و کردار که البته طبیعی و اجتنابناپذیر است. انقلابیهایی که بیست و چندساله بودند و زود در مناصب و مصادر امور نشستند، بیتجربه بودند و در طول سالیان تجربه آموختند، هزینه تجربیاتشان هم از بیتالمال پرداخت شد تا روزی جبران کنند و چندین برابرش را به کشورشان و مردم شان بازگردانند و البته تجربیات و اندوختههاشان را به نسلهای بعدی منتقل کنند. ما همان نسلی هستیم که باید آن تجربیات به ما منتقل شود.
از این موضوع میگذرم که بسیار حرفها و بحثهای نگفته دارم با دوستان بزرگترمان و گلایههایی که به وقتش در طول چند ماه آینده و حتما قبل از انتخابات به آن خواهم پرداخت.
در این مجال به بهانه آنچه در ابتدا به آن اشاره کردم میخواهم نکتهای از زبان خودم و هم نسلیهایم با دوستان بزرگواری چون آقای آرمین بگویم.
میخواهم با وجود آنکه روش و خط مشی محمد قوچانی را در بعضی موارد متفاوت یا حتی در تضاد با آنچه به آن معتقدم میدانم، در مقام یک هم نسلی از او دفاع کنم، با اجازه میخواهم بگویم در این موضوع نوع گفتار و نحوه برخورد دوستان بزرگوار به ویژه نامه سرور ارجمندم آقای دکتر آرمین را نمیپسندم. آقای آرمین؛ نمیتوانم قبول کنم هرکس مطابق علاقه و در چارچوب اهداف و دیدگاههای حزبی ما ننویسد و نگوید، و سوال داشته باشد و سوالاتش را صریح و شفاف و گزنده و حتی غیرمنصفانه مطرح کند به اتهامات گوناگون نواخته شود.
آقای خاتمی که این روزها من و شما برای آمدنش به درستی به آب و آتش میزنیم تا بیاید، بارها و بارها گفته نمیتوان و نباید به دلیل آنکه نمیتوانیم به پرسشها پاسخ دهیم پرسشگران را نکوهش کنیم. میتوان به جای گلایه از محمد قوچانی و همکارانش که بهزعم بعضی از ما خود را موظف به عیب جویی و نقد خاتمی میدانند، پاسخهای دقیق و شفافمان را ارائه کنیم و اگر در مقابل نقدها و به قول شما تخریبها، آن پاسخهای صریح و دقیق درج نشد به نوشتن نامهای مفصلتر با ذکر مصادیق مشخصتر بپردازیم.
سوالات بیشماری در ذهن من و امثال من وجود دارد، بیشتر از آن سوالاتی است که دوستان جوانتر از ما دارند، نمیتوانیم جلوی سوالاتمان را بگیریم که شاید ممکن است سوژه بیست و سی شویم یا سایتهای وابسته به اقتدارگرایان و انحصارطلبان از آن سوء استفاده کنند. قبول دارم که باید درایت به کار بندیم تا کمترین بهانه به دست رقیب نیفتد، اما انصاف دهید که در بعضی موارد سخنان و مصاحبههای شما و دوستان خودمان هم دست مایه اخبار ویژه بعضی روزنامهها و رسانهها شده. مگر دقت نکردهایم؟ مگر میخواستهایم برای آنان خوراک تبلیغاتی فراهم کنیم؟
آقای دکتر آرمین عزیز؛ مردم آن وقت دلسرد و ناامید میشوند که احساس کنند بنا به ضروریاتی که خیلی از آن سر در نمیآورند لازم نیست از کاندیدایی که حتی دوستش هم دارند توقعی داشته باشند، بشنوند.
همین که بیاید در حق شان لطف کرده، و این ظلم به کاندیدایی است که من وشما همه وقت و انرژی مان را برای آمدنش صرف میکنیم. قبول کنید که باید مستدلتر از همیشه سخن بگوییم، باور کنید اگر چشم بر نقاط ضعف و معایب ببندیم و هرکس را که ذره بین برداشته و اصلا فقط کاستیها را نشان میدهد و به رخمان میکشد متهم به عدول از انصاف و عدالت کنیم همه چیز کامل و بیعیب و نقص نمیشود.
آقای آرمین موقعیت و شرایط حساس فعلی و مشکلات و تنگناها و محدودیتهایی که برایمان ایجاد کردهاند و هر روز بیشترش میکنند را درک میکنم، اما بیشتر از آن این را میفهمم که باید به سوالات و انتقادات محمد قوچانی و امثال او که از زبان شان میشنویم که دلسوز و علاقهمند خاتمی هستند پاسخ قانعکننده داده شود. در این میان باید پیش فرضهایمان و حتی شنیدههای دیگرمان را نادیده بگیریم. اصل را بر صحت آن چیزی بگذاریم که از زبان خودشان میشنویم، برای من همین کافی است که محمد قوچانی میگوید علاقهمند و دلسوز خاتمی است حتی اگر موافق آمدنش نباشد. به نظرم اگر حق اظهار نظر داریم که خاتمی را نه تنها مناسبترین که تنها گزینه رایآور بدانیم به این معنا که کاندیداهای دیگر را فاقد رایآوری معرفی کنیم، از آن طرف نمیتوانیم حق اظهار نظر برای دیگران را در مورد کاندیدای مورد علاقهشان محدود کنیم.
آقای آرمین، با وجود آنکه از داشتن نشریه و تریبون در سطوح رسمی کشور محرومیم، هیچگاه توقع نداشته و ندارم که نشریات مستقل و خصوصی که در شرایط سخت کنونی با مضایق و تنگناهای فراوان دست به گریبانند به انعکاس اخبار و پوشش برنامههای حزبی مان بپردازند، یا تبلیغ کاندیدای مورد علاقهمان را در اولویت برنامههایشان بگذارند.
بهعلاوه در موارد فراوان شاهد بودهام در زمان انتشار روزنامههای اصلاحطلب، بابت پیگیری انتشار اخبار مرتبط با احزاب و گروههای اصلاحطلب یا درج یادداشتهای اصلاحطلبان هر روز در چند نوبت با مدیران مسوول و سردبیران آن روزنامهها تماس برقرار میشد و زمانی که نشریه به محاق توقیف میرفت دریغ از تماسی کوتاه برای همدردی از جانب بعضی از همین دوستان خودمان! قبول کنید خیلی وقتها آنقدر غرق خودمان و شیفته منش و روش خودمان شدهایم و دور از بقیه به دور خودمان نشستهایم و تعریف کردهایم که دیگران، حتی کسانی که خیلی نزدیکمان بوده اند را فراموش کردهایم.
یک چیز دیگر، معنای اینکه از محمد قوچانی درخواست کردهاید که حق تشخیص و نظر متفاوت و حق عمل سیاسی و حزبی برایتان قایل باشد را چندان نفهمیدم که چه ارتباطی به او و نشریه شهروند امروز دارد، به نظرم حق اظهار نظرات متفاوت و تشخیص روش و عمل به آن را خداوند متعال به هر انسانی عطا کرده، نمیتوان آن را از دیگران خواست.
۱۳ آبان ۱۳۸۷ - ۵:۱۴ ب.ظ
















