محمدرضا یزدان‌پناه

اصولگرایان به دنبال آن فرد رویایی

افزایش اختلافات میان نامزدهای بالقوه اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری و حامیان آنها، نگرانی‌های زیادی را در نزد بزرگان این جریان به دنبال داشته‌است. اضافه‌شدن به تعداد اصولگرایانی که آمادگی خود را برای نامزدی در انتخابات در مجامع خصوصی و عمومی اعلا م کرده‌اند و احتمال بالای افزایش تعداد آنها، باعث شده تا امیدواری در میان عقلای این جریان برای دستیابی به وحدت و اجماع روی یک کاندیدای واحد به حداقل برسد. این در حالی است که هنوز هیچ مجمع یا ساز و کار مشخصی شامل چهره‌های شاخص و مرضی‌الطرفین اصولگرا که بتواند لااقل در سطح جبهه متحد اصولگرایی، هماهنگی نسبی میان طیف‌های مختلف این جریان به وجود بیاورد، تشکیل نشده است و دورنمای روشنی از تشکیل قریب‌الوقوع آن هم به چشم نمی‌خورد. آشفتگی اصولگرایان و ناکارآمدی مکانیسم‌هایی مانند ۶+۵ در شرایط کنونی به جز مسائل هویتی و مرزبندی‌های سیاسی- اعتقادی راست در ایران، جنبه‌ای سیاسی نیز دارد. این آشفتگی در حال حاضر ناشی از دو مسئله عمده است که اگرچه شاید در ظاهر چندان با اهمیت به نظر نیایند اما واقعیت این است که حداقل با وجود این دو مسئله، نمی‌توان امیدواری چندانی به ایجاد و حفظ وحدت میان اصولگرایان برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری داشت:
الف) نامزدی مجدد «محمود احمدی‌نژاد» در انتخابات آینده که شواهد و قرائن از قطعی بودن آن خبر می‌دهند، اصلی‌ترین مانع در راه اجماع اصولگرایان است. این گمانه آنگاه رنگ ثابت به خود می‌گیرد که به یاد بیاوریم، رئیس دولت نهم علاوه بر یارانی سرسخت، مخالفانی قسم خورده هم در بین اصولگرایان دارد که حاضرند هر شخصی لقب رئیس‌جمهور دهم ایران را به خود اختصاص دهد الا او! نامزدی مجدد احمدی‌نژاد یک ایراد اساسی دیگر نیز دارد و آن این است که راه مفاهمه و گفت‌و‌گو میان حامیان و منتقدان اصولگرای او را تقریبا به صورت کامل مسدود می‌کند. استدلال حامیان دولت برای گریز از چنین روندی، منطقی به نظر می‌‌آید: احمدی‌نژاد رئیس دولت نهم است و به طور طبیعی این جایگاه در چهار سال آینده نیز به او تعلق دارد. چنین موضوع بدیهی‌ای جای چانه‌زنی دارد؟
ب) این درست که ممکن است افراد زیادی برای حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا ثبت‌نام کنند اما تنها یک نفر است که در نهایت به عنوان رئیس دولت به کاخ ریاست جمهوری می‌رود. «سهمیه‌بندی» و ساز و کارهای مبتنی بر آن مانند «جبهه متحد اصولگرایی» هیچ محلی از اعراب در این شرایط ندارند. به همین علت است که اشخاصی مانند «سید مرتضی نبوی» مسئول کمیته سیاسی جامعه اسلامی مهندسین و از شخصیت‌های منتقد اصولگرایان که در عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام هم قرار دارد، پیشنهاد می‌دهد برای برون رفت از بن‌بست موجود،‌ ائتلافی دو مرحله‌ای در این جریان صورت بگیرد که مرحله اول آن در مقطع فعلی و با هدف شرکت هماهنگ و متحد در انتخابات و مرحله بعد، تشکیل کابینه ائتلافی در صورت پیروزی است. این طرح پیشنهادی اگرچه می‌تواند مشکل بسیاری از افراد و گروه‌های اصولگرا برای وحدت با دولت نهم را برطرف سازد، اما هرگز نخواهد توانست مشکل دولت نهم و حامیان آن برای وحدت با اصولگرایان را رفع کند. نباید فراموش کرد که دولت نهم و رئیس آن به علت آنکه پیروزی خود در انتخابات سوم تیر ۸۴ را فراتر از اراده و حمایت احزاب و گروه‌های جناح راست می‌دانند، اکنون نیز دلیلی که جهت لازم و کافی برای دست نیاز دراز کردن به سوی اصولگرایان و درخواست کمک از آنها باشد را احساس نمی‌‌کنند. ضمن اینکه به اشتراک گذاشتن دولت با جریاناتی که در انتخابات نهم حاضر به حمایت از احمدی‌نژاد شدند (و احمدی‌نژاد هم ثابت کرده وقایع گذشته را به خوبی به خاطر دارد) هیچ توجیه منطقی ندارد. بنابراین به نظر نمی‌آید چنین طرحی بتواند زمینه‌ساز ایجاد وحدت در این جریان باشد.
بازگشت به روحانیت
در این نقطه است که سه طیف عمده اصولگرایان منتقد دولت شامل سنتی‌ها و محافظه‌کاران، تحول‌خواهان و جمعیت ایثارگران و ائتلاف فراگیر، ناچار به اتخاذ راهکارهای دیگری برای مقابله یا تحت فشار قرار دادن دولت نهم می‌شوند. در این میان، اصولگرایان سنتی به دلیل آنکه یکبار تجربه شکست تمام عیار مقابل فرزند خواندگانشان را در رقابت بین «علی لاریجانی» با «محمود احمدی‌نژاد» در پیش‌رو دارند و فقدان فردی که در عالم احتمال، امکان جبران آن شکست را در انتخابات آینده داشته باشد، دچار نوعی سردرگمی در اتخاذ تاکتیک‌های خود شده است. به همین علت احزاب و گروه‌های این طیف که متفقا در جبهه پیروان خط امام و رهبری (به ریاست حبیب‌اللـه عسگراولادی) مجتمع شده‌اند، تصمیم گرفته‌اند تا با بازگشت به خاستگاه خود یعنی نهاد روحانیت سنتی (شامل جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) به‌عنوان هویت‌دهنده محافظه‌کاری در ایران و در گامی جلوتر ترغیب «علی‌اکبر ناطق نوری»‌به پذیرش مجدد محوریت این جریان، از موضع انفعالی کنونی خارج شوند. اینچنین است که «ضرورت استفاده از رهنمودهای جامعتین»، «جایگاه روحانیت در راس هرم اصولگرایان» و گفته‌های دیگری مانند اینها به پای ثابت اظهارنظرات چهره‌های راست سنتی بدل می‌شود. دیدار هفته گذشته هیات‌رئیسه جبهه پیروان خط امام و رهبری با جامعه روحانیت مبارز نیز در این راستا قابل تحلیل است؛ اتفاقی که با بی‌توجهی‌های مکرر دولت نهم به این طیف، وقوع آن کاملا متحمل بود. در این جلسه «حبیب‌اللـه عسگراولادی» رئیس، «محمدرضا باهنر» نایب‌رئیس اول، «محسن کوهکن» نایب‌رئیس دوم، «کمال‌الدین سجادی» سخنگو و تعدادی دیگر از مسوولان جبهه پیروان حضور داشتند. «محسن کوهکن» با اعلام این خبر به فارس، گفت‌: «این دیدار در راستای انتقال دیدگاه‌های انتخاباتی و ارائه متقابل نقطه‌نظرات صورت گرفت.»‌ کوهکن توضیحی درباره اینکه کدامیک از اعضای جامعه روحانیت مبارز در این جلسه حضور داشتند، نداد اما یک عضو شورای مرکزی این تشکل به کارگزاران گفت که در جلسه، «آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی» به عنوان دبیرکل، «احمد سالک» سخنگو، «علی‌اکبر ناطق‌نوری» و چند نفر از اعضای دیگر جامعه روحانیت مبارز حضور داشتند. مشخص نیست که در این دیدار صحبتی هم درباره بازگشت ناطق‌نوری به عرصه مدیریتی اصولگرایان به عمل آمده یا نه؟
نه روحانیت نه احمدی‌نژاد
به‌جز طیف سنتی، جمعیت ایثارگران و اصولگرایان تحول‌خواه، دیگر طیف فعال در میان اصولگرایان هستند که مانند محافظه‌کاران هنوز تصمیم مشخصی درباره حمایت کردن از احمدی‌نژاد در انتخابات اتخاذ نکرده‌اند. این تذبذب البته با شرایط مشابه راست سنتی از یک نظر متفاوت است. این تفاوت در آنجاست که راست سنتی اگرچه، روحانیت انقلابی را به عنوان پناهگاه و تغذیه‌کننده ایدئولوژی- سیاسی در کنار خویش می‌بیند تا در شرایط دشوار به آنها رجوع کند، اما اصولگرایان تحول‌خواه به تجربه‌ نشان داده‌اند که هیچ اعتقادی به حکمیت، محوریت یا مدیریت این جریان توسط روحانیت سنتی ندارند. این اعتقاد بارها در جلسات شورای مرکزی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی توسط نمایندگان این طیف عنوان شد که مسائل حاشیه‌ای فراوانی را به دنبال آورد. اما مشکل این دسته از اصولگرایان تنها با روحانیت محافظه‌کار نیست بلکه به نظر می‌آید آنها حتی با اعضای طیف خود نیز دارای مسائلی هستند که در بزنگاه‌های حساس، خود را به نمایش می‌گذارد. به همین دلیل هم بود که جمعیت ایثارگران انقلاب‌ اسلامی به عنوان تشکل محوری اصولگرایان تحول‌خواه، در انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری، حاضر به حمایت از عضو شورای مرکزی خود یعنی «محمود احمدی‌نژاد»‌ نشد و بر حمایت از «محمدباقر قالیباف» ‌اصرار ورزید؛ امری که زمینه فروپاشی شورای هماهنگی را به وجود آورد. «غلامعلی حدادعادل»، «احمد توکلی» و «محمدباقر قالیباف» اصلی‌ترین گزینه‌های این طیف برای شرکت در انتخابات آینده ریاست‌جمهوری هستند و هم‌اکنون مورد بررسی و رایزنی‌های درونی‌ آن قرار دارند. اصولگرایان تحول‌خواه و جمعیت ایثارگران در صورتی‌که نتوانند در چند ماه آینده با احمدی‌نژاد و حامیان او به توافق روشنی دست یابند (که با توجه به نگاه به‌شدت منفی نزدیکان دولت به این طیف، کاملا محتمل است) به احتمال قریب به یقین، یک نفر را از میان سه شخص نامبرده، به عنوان نامزد نهایی خود معرفی خواهند کرد. با این وجود، مقامات ارشد جمعیت ایثارگران و اصولگرایان تحول‌خواه برای پیشگیری از هرگونه درگیری زودهنگام با دولت و حامیانش، به بیان یک‌سری جملات کلی و مهم مانند «تاکید بر ضرورت وحدت اصولگرایان» و «مراقبت درباره اختلاف‌افکنی رقیب» اکتفا می‌کند. این در حالی‌ است که نگاه این طیف به مجموعه اصلاح‌طلبان به‌گونه‌ای است که ناظران پیش‌بینی می‌کنند در صورت به‌ قدرت رسیدن آنها، رفتار آنها با رقیب حتی از دولت نهم نیز شدیدتر و خصمانه‌تر باشد. به عنوان مثال، این جریان چنان از طرح بحث دولت وحدت ملی توسط ناطق‌نوری که متضمن اتحاد برخی اصلاح‌طلبان با اصولگرایان بود، بر آن است که سران آن به صورت مداوم درباره مرزبندی با جناح دوم خرداد هشدار دادند و اصولگرایان پیگیر این طرح را فریب‌خورده عنوان کردند. واقعیت این است که به علت غلبه رفتار محفلی بر رفتار حزبی در مجموعه‌ جناح راست ایران و اثرپذیری طیف و شخصیت‌های مختلف این جریان از عوامل گسترده درونی و بیرونی، پیش‌بینی رفتار سیاسی و به‌خصوص انتخاباتی آنها با دشواری‌های زیادی روبه‌روست. با این وجود تعارضات هویتی- تاریخی موجود در جناح راست که به همراه خود طیف گسترده‌ای از اختلافات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی را شامل می‌شود، باعث می‌شود یافتن تنها «یک نفر» که از جمیع جهات و مجموعه شرایط، برآیند خواسته‌های تمام اصولگرایان باشد، امری محال به نظر بیاید و مادام که این تعارضات وجود داشته باشد، یافتن چنین فردی بسیار بعید می‌نماید. بزرگ‌‌ترین مشکل کنونی اصولگرایان که مورد توجه چهره‌های عقلانی و استراتژیست‌های این جریان نیز قرار گرفته دقیقا همین است. این روزها بزرگان راست به خوبی می‌دانند که اگر اصلاح‌طلبان با نامزد واحد در انتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت کنند، تنها راه مقابله با رقیب، اتخاذ روشی مشابه آنهاست، اما آیا این فرد رویایی در نهایت در جناح راست ایران یافت می‌شود؟


۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱:۳۴ ب.ظ



Print This Post Print This Post

دیدگاه خود را بیان نمائید