وقتی نشاط دانشجویی از دانشکده خبر رخت بر میبندد
ملیحه ابراهیمی: وقتی برخوردهای نادرست و نامناسبت با دانشجو، تحقیر، توهین و بی توجهی به نیازهای دانشجو در سطح گسترده در یک دانشکده اتفاق میافتد باید در آینده انتظار افرادی منفعل، بدون عزت نفس، بدون خلاقیت، فاقد شادابی و بدون مسوولیت و وجدان اجتماعی را داشته باشیم؛ چرا که ما این انسانها را در دانشکدهها و دانشگاههای خود تربیت کردیم، بدون توجه به رفتارهای غیر اخلاقی و غیر انسانی خودمان و مسوولانمان .
چندیست که دانشکده خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان تنها مرکز تربیت دانشجو در زمینه خبرنگاری، مترجمی خبر و عکاسی خبری به محلی برای اعمال رفتارهای زشت و زننده علیه دانشجو تبدیل شده است. تحقیر، توهین و شاید فحاشی کلماتی است که بار معنایی و روانی زیادی را به دنبال دارد و به سادگی نمیتوان از کنار آن گذشت.
برخورد بیتفاوت معاون امور مالی دانشکده خبر موجب شد تا من به عنوان یک دانشجوی خبرنگاری با گرایش اجتماعی به این اندیشه فرو بروم که این روزها بر سر ما چه می آید؟
وقتی معاون امور مالی یک دانشکده در مقابل درخواست دختر دانشجویی برای پرداخت با تاخیر حدود ۱۵۰ هزارتومان از باقیمانده شهریه ترم جاریاش، بیتفاوت لبخندی حاکی از تمسخر و تحقیر میزند و میگوید: نمیتوانم برای شما کاری انجام بدهم و تا شهریه را کامل پرداخت نکنید ثبت نام شما نهایی نشده است؛ با خود فکر می کنم اودر کجای این مملکت درس خوانده که در این جایگاه، در مهد ارتباطات در دانشکده ای با نام خبر نشسته و هنوز نمیداند کجاست؟
وقتی انسانها و بهویژه نسل جوان در حال آموزش و تربیت، مکرر در معرض برخوردهای اینچنینی آن هم در یک محیط علمی و فرهنگی، قرار میگیرند، باید انتظار واکنشها و رفتارهایی در زمینه آسیب اجتماعی از آنها داشت.
بروز افسردگی، سرخوردگی، بیاعتمادی و بیتفاوتی نسبت به جامعه و محیط پیرامون و در نهایت جوانانی بیهویت و بدون اعتماد به نفس و خلاقیت ارمغان مدیریتهایی همچون مدیریت دانشکده خبر است.
وقتی شور و نشاط از محیط پرنشاطی همچون دانشکده خبر که بر مبنای ارتباطات پایه گذاری شده رخت بر میبندد دیگر دانشآموختگان این مدرسهی بی نشاط نهتنها نمیتوانند دردی از این مردم در زمینه اطلاع رسانی دوا کنند بلکه یکنفر باید دردهای روحی و روانی انان در سالهای آینده را _ با توجه به اینکه ریشه ان را هم نمی دانند_ دوا کند.
افسردگی، خودکشی، بی اعتمادی، فقدان عزت نفس نداشتن وجدان اجتماعی، روحیه پرخاشگری، و یا انفعال و بی تفاوتی در جامعه مواردی نیست که ریشه یابی علل آن در افراد به این سادگی ها باشد اما پیشگیری بهتر از درمان است، پس چرا نباید از هم اکنون پیشگیری کنیم؟ چرا مسوولان رده های ارشد کشور نسبت به رویدادهای دانشکده خبر و برخوردهای افراطی با دانشجویان در این دانشکده بی تفاوتند؟
چرا کسی به فکر افزایش امید به زندگی در نسل جوان نیست؟
این در حالیست که نسل دانشجوی در حال تحصیل در دانشکده خبر در تنها محیط آموزشی خود با مسوولانی مواجهاند که نه تنها نگاهی پدرانه و دلسوزانه به دانشجو ندارند بلکه با نگاه لجوجانه ی یک کودک پنج ساله به مسایل نگاه می کنند و تنها در صدد تلافی و انتقامجویی های کودکانهاند.
مسوولانی که شاید دچار مشکلات شخصیتی و ناتوانی در «کنترل تکانه» و به تعبیر دیگر فقدان توانایی در به تاخیر انداختن تکانه، خوددار بودن، کنترل خشم و جلوگیری از بروز رفتارهای غیرقابل پیش بینی و آزارگری، هستند.
یادمان باشد وقتی نیروی جوان و توانای یک جامعه مورد هجوم رفتارهای زشت و زننده قرار میگیرید، بازگردانندن اعتماد، عزتنفس، خلاقیت، استقلال، روحیه نشاط و سازندگی و وجدان اجتماعی به آنان ساده نیست.
منبع: www.tiz81.blogfa.com
۷ مهر ۱۳۸۷ - ۳:۳۰ ب.ظ











