ایران مصدقی دیگر میخواهد
وقتی، دوم خرداد ۷۶ محمد خاتمی از طرف مردم به ریاستجمهوری ایران انتخاب شد، کسی انتظار آن نداشت که خاتمی، مصدقی دیگر برای ایران باشد. شرایط و فضا هم طوری نبود که بتوان آن دوره را عینا با دوره مصدق مقایسه کرد. هرچند، انتظاراتی از او میرفت که اگر آن انتظارات را عملی میکرد قطعا مصدق دوم لقب میگرفت اما فرصتسوزیها و مسامحهکاریهای او، این اجازه را نداد.
اما وقتی شانزدهم آذرماه سال ۸۳، خاتمی در آخرین ماههای ریاستجمهوریش در جمع دانشجویان در دانشکده فنی دانشگاه تهران حاضر شد، با فریادهای دانشجویانی روبهرو شد که وعدههایش به آنها و مردم را عملی نکرده بود. به واقع آنها از او انتظار داشتند که منجی کشور باشد اما این ویژگی در هشت ساله دوره ریاستجمهوری خاتمی دیده نشد. هرچند که دوره ریاستجمهوری او، ایجاد فضای گفتمان سیاسی را در کشور بهدنبال داشت و آزادیهایی بههمراه آورد.
با گذشت سه سال از پایان دوره خاتمی، حتی نظرات بسیاری از اصلاحطلبان به اپوزیسیون نزدیک شده است و حتی برخی از آنهایی که خود را در دورهای، اصلاحطلب میانهرو عنوان میکردند امروز میگویند، اگر خاتمی بیاید نباید خاتمی سال ۷۶ باشد، بلکه باید طرحهای تازهای داشته باشد و به نوعی بیان میکنند که خاتمی باید تندروتر از گذشته عمل کند؛ چرا که شرایط کشور بسیار ویژهتر از آن چیزی است که سال ۷۶ بود.
امروز کشور ما نه کروبی میخواهد که مهرهای درونی است و قطعا نخواهد توانست جلوی اقتدارگرایان بایستد، جز جایی همچون انتخابات که حق شخص خودش زیر سئوال رفته باشد و همچنین در نامهای به عنوان رییس مجلس ششم اعلام میکند که مطمئن باشید، مجلس مطیع است!؛ و نه خاتمی که از فشارهای اقتدارگرایان و تمام اتفاقات تلخ، از ردصلاحیتها گرفته تا به زندان افتادن دانشجویان و …، با لبخند بگذرد و مصلحت را بر اصلاحات ترجیح دهد. امروز کشور ما یک مصدق میخواهد تا ایران از این وضعیت دهشتناک اقتصادی و سیاسی نجات یابد و این فرد تنها میتواند کسی باشد که حضورش همچون حضور خاتمی در سال ۷۶ جنبشی اجتماعی را در پی داشته باشد. او باید بهدنبال اصلاح واقعی باشد.
و این شخص هرکه باشد چنانچه از سوی اصولگرایان هم ردصلاحیت شود، با جنبشی و موجی که در اجتماع ایحاد شده، شریط را تغییر خواهد داد.
با توجه به اینکه برخی با سخنان خود، بهطور علنی وجود اراده برای حضور دوباره احمدینژاد در پست ریاستجمهوری را تایید میکنند، تنها حضور شخصی که حرفهایش را در عمل نشان دهد و سابقه این عملگرایی نیز در پروندهاش مشهود باشد، میتواند راهگشا باشد. این شخص شاید بتواند فردی همچون عبدالله نوری باشد که در صورت اجماع بر روی او احتمال ردصلاحیتش هم کاهش مییابد، یا خاتمی باشد که باید ارادهای محکم در رفع نواقص و جبران کوتاهیهای گذشته داشته باشد و تغییراتی اساسی در تاکتیکهایش و حتی نگاهش به برخی مسئولان ارشد نظام داده باشد که البته شاید دور از انتظار باشد، و یا شخص دیگری باشد. در چنین شرایطی میتوان به تغییر و تحول وضعیت موجود امید داشت.
۲۴ شهریور ۱۳۸۷ - ۶:۵۱ ب.ظ
















